
مهدی خراتیان، رئیس اندیشکده احیای سیاست
۱. باخت اخیر را میتوان یکی از بزرگترین، یا شاید بزرگترین، شکستهای جمهوریخواهان در انتخابات کنگره پس از رسوایی واترگیت دانست. دموکراتها با کسب کنترل هر دو مجلس کنگره، ضربهای جدی به دولت ترامپ وارد کردند.۲. تغییر جهت ایالاتی چون تگزاس، کانزاس، کارولینای جنوبی و پیروزیهای مهم دموکراتها در برخی حوزههای نبراسکا، مساله را از سطح یک باخت عادی در انتخابات فراتر برده و سرنوشت انتخابات ۲۰۲۸ و آینده حزب جمهوریخواه، جنبش ماگا و میراث ترامپ را به شکلی جدی زیر سؤال برده است.۳. طبق نظرسنجیها، جنگ ایران و افزایش قیمت سوخت ناشی از اختلال در تنگه هرمز نقشی برجسته در سونامی بزرگ دموکراتها داشته است؛ تا جایی که طبق نظرسنجی خروجی NBC حدود سهچهارم رأیدهندگان، جنگ ایران را عاملی مهم یا تعیینکننده در تصمیم انتخاباتی خود دانستهاند و ۶۳ درصد نیز اقدام نظامی آمریکا علیه ایران را تصمیمی اشتباه ارزیابی کردهاند. خود ترامپ نیز در نخستین واکنشهایش به نتایج انتخابات، نقش جنگ ایران و افزایش قیمت سوخت در شکست جمهوریخواهان را پذیرفت؛ هرچند همچنان از تصمیم خود برای حمله به ایران دفاع کرد.۴. ابعاد و وسعت سونامی آبی دموکراتها بخش بزرگی از تحلیلگران را غافلگیر کرده است. به عبارتی، اگرچه در مورد برد دموکراتها در مجلس نمایندگان اختلاف نظر چندانی وجود نداشت، اما با توجه به تجربه تلخ عدم دقت نظرسنجیها در سال ۲۰۲۴، این نگرانی در میان بسیاری وجود داشت که نکند این بار هم نظرسنجیها در ترسیم برتری نسبی دموکراتها در سنا اغراق کرده باشند. با این حال، وسعت پیروزیها و موفقیت دموکراتها در ایالتهای سنتاً جمهوریخواه فراتر از انتظارات بخش بزرگی از ناظران بود.
۵. جمهوریخواهان در این انتخابات چند باخت حیثیتی در تگزاس، کارولینای جنوبی و میشیگان داشتند. تگزاس قرار بود به کانون پذیرش کارآفرینان و ونچرکاپیتالیستهای راستگرایی مبدل شود که از فضای دموکرات حاکم بر ایالت کالیفرنیا خسته شدهاند. پروژههای متعددی در حوزه زیرساخت هوش مصنوعی و دیتاسنترها در تگزاس در حال اجراست و از همین رو ماسک برای زمین زدن تالاریکو (برنده سنا) و هینوجوسا (برنده فرمانداری) حمایتهای سیاسی و مالی قابلتوجهی از جمهوریخواهان انجام داد که با پیروزی این دو، پروژه انتخاباتی وی ناکام ماند. در کارولینای جنوبی که ایالتی بهشدت جمهوریخواه است، شکست نامزد جمهوریخواهان، خواهر لیندسی گراهام، در رقابت سنا بسیار سنگین تمام شد. اما شاید یکی از مهمترین تحولات در میشیگان حاصل شد؛ جایی که عبدالسید، یک نامزد مسلمان ترقیخواه و منتقد سرسخت سیاستهای اسرائیل، که تلاش میشد نماد «اخوانالمسلمین» تصویر شود، علیرغم فشار سنگین شبکههای حامی اسرائیل و هزینههای قابلتوجه برای کمپین منفی علیه وی، برنده انتخابات سنا شد. این پیروزی همچنین به معنای ورود نخستین مسلمان به مجلس سنای آمریکا است.۶. برد قاطع تالاریکو در تگزاس، با اختلاف قابلتوجه نسبت به رقیب جمهوریخواه، زنگ خطری جدی برای جنبش ماگا، جمهوریخواهان و شبکه راکبریج، ناظر به انتخابات ۲۰۲۸ است و نشان میدهد که پروژه ایجاد یک ائتلاف پایدار از جوانان، سفیدپوستان طبقه متوسط و محروم، کارگران و کشاورزان، هیسپانیکها و سیاهپوستان با چالشهای جدی مواجه شده است. افت حمایت بخشی از این گروهها از جمهوریخواهان نشان میدهد که ائتلاف انتخاباتی ترامپ در سال ۲۰۲۴، برخلاف تصور اولیه، هنوز به یک ائتلاف اجتماعی و سیاسی پایدار تبدیل نشده است.
۷. لابی اسرائیل بدون شک یکی از بازندگان مهم و نمادین این انتخابات است. اسرائیل و سیاستهای آن، بهویژه در ارتباط با جنگ ایران، با انتقاد فزایندهای در افکار عمومی آمریکا مواجه شدهاند. همچنین راهیابی نخستین مسلمان به مجلس سنا، آن هم با مواضع انتقادی صریح نسبت به اسرائیل، نقطه عطفی در تاریخ روابط اسرائیل و حزب دموکرات محسوب میشود. پیروزی عبدالسید، با وجود هزینهکرد سنگین گروههای مخالف او، نشان داد که حمایت از اسرائیل و مخالفت با منتقدان سیاستهای آن دیگر نمیتواند بهعنوان یک تضمین انتخاباتی برای نامزدهای مورد حمایت این شبکهها تلقی شود.۸. این انتخابات دارای نتایج بلندمدت در معادلات داخلی دو حزب دموکرات و جمهوریخواه است. بدون شک بعد از این باخت سنگین، جناحهای ضدجنگ در ماگا، نظیر پستلیبرالهای نزدیک به ونس، افراد جنگطلبی چون مارک لوین و بن شاپیرو و چهرههایی چون هگست و روبیو و حتی شخص ترامپ را زیر آتش نقد خود خواهند گرفت و شاهد تشدید یک «جنگ داخلی» آشکار و پنهان میان جناحهای اصلی ماگا و آسیبشناسی دلایل شکست خواهیم بود. همچنین در حزب دموکرات، این انتخابات به تثبیت قدرت جریان ترقیخواه در برابر جناحهای سنتریست و جناح طرفدار اسرائیل کمک مهمی خواهد کرد؛ هرچند میزان این تغییر در معادلات درونحزبی و رقابتهای مقدماتی ۲۰۲۸ مشخص خواهد شد.۹. این انتخابات میتواند بر مهار روند موج راستگرایی در جهان نیز تأثیرگذار باشد. شکست ترامپ و تضعیف موقعیت سیاسی جریان ماگا ممکن است بر شبکههای سیاسی، رسانهای و مالی جریانهای راستگرای ملیگرا در کشورهای دیگر نیز اثر بگذارد. البته میزان این تأثیر و ارتباط آن با تحولات انتخاباتی کشورهایی چون برزیل و اروپا نیازمند بررسی مستقل است.
۱۰. نگارنده بارها تأکید کرده که برد و باخت در انتخابات میاندورهای در مورد جنگ ایران تأثیری محدود و غیرمستقیم دارد و ترامپ، خصوصاً تا ماه ژانویه و استقرار کنگره جدید، از آزادی عمل قابلتوجهی برای تصمیمگیری نظامی برخوردار است. در این مقطع، مهمترین عوامل بازدارنده در برابر تشدید جنگ، قیمت نفت، میزان فشار بر بازارهای مالی، هزینههای اقتصادی و سیاسی جنگ و واکنش افکار عمومی آمریکا هستند. همچنین بعد از استقرار مجلسین جدید، شرط تحرک جدی دموکراتها برای اعمال فشار بر ترامپ جهت اتمام جنگ آن است که فشار بر بازارهای مالی همچنان جدی باشد و هزینه ادامه جنگ برای دولت آمریکا افزایش یابد.۱۱. نگرانی ترامپ اکنون این است که با توجه به اثر شدید جنگ ایران در باخت تاریخی جمهوریخواهان، در صورت تشدید جنگ، هرگونه ریزش قابلتوجه در بازارهای مالی آمریکا زمینهساز باختی دیگر در دو مجلس و ریاستجمهوری در سال ۲۰۲۸ شود. در صورت پیروزی دموکراتها در انتخابات ریاستجمهوری و حفظ کنترل کنگره، امکان تغییر ترکیب دیوان عالی نیز میتواند به یکی از موضوعات جدی سیاست آمریکا تبدیل شود. دیوان عالی در حال حاضر با ترکیب ۶ به ۳ در اختیار قضات محافظهکار است و دموکراتها ممکن است برای افزایش تعداد قضات و تغییر این ترکیب تلاش کنند. در چنین شرایطی، پروندههای قضایی مختلف علیه ترامپ نیز میتوانند دوباره در کانون توجه قرار گیرند. پرونده اپستین و پرونده مربوط به حوادث ۶ ژانویه ۲۰۲۱ از جمله موضوعاتی هستند که میتوانند پیامدهای حقوقی و سیاسی مهمی برای وی داشته باشند. در پرونده ۶ ژانویه، موضوع اصلی حدود و ثغور مصونیت ریاستجمهوری و تفکیک اقدامات رسمی و غیررسمی رئیسجمهور خواهد بود.
۱۲. نگرانی دیگر ترامپ و ونس و سایر جمهوریخواهان، مطرح شدن پروندههای متعدد تحقیق و تفحص و احتمال استیضاح در مجلس نمایندگان است که میتواند روند فرسایشی آرای جمهوریخواهان را تشدید و باخت در انتخابات ۲۰۲۸ را محتملتر کند. البته محکومیت در سنا و برکناری رئیسجمهور مستلزم کسب اکثریت دوسوم سناتورهای حاضر است. ترامپ علاقهمند است که با پیروزی ونس یا روبیو یا افراد دیگری چون دسنتیس در انتخابات ریاستجمهوری بعدی، از امکان عفو ریاستجمهوری برخوردار شود و خطر پیگردهای قضایی فدرال علیه خود را کاهش دهد.۱۳. احتمال اینکه ترامپ برای غلبه بر این فضای ملتهب و منفی درصدد یک اقدام نظامی بسیار پرهزینه و تشدیدکننده علیه ایران برآید، سناریویی است که نمیتوان کاملاً نادیده گرفت؛ اما مشکل اینجاست که حتی یک حمله بسیار گسترده نظامی نیز مشکل جهش شدید قیمت نفت و ریزش بازارهای مالی آمریکا و جهان را حل نمیکند. برعکس، گسترش جنگ و ناامنی در منطقه میتواند اختلال در عرضه انرژی را تشدید کرده و در نهایت سناریوی رکود احتمالی و باختی تاریخی دیگر را در سال ۲۰۲۸ به جمهوریخواهان تحمیل کند.
۱۴. احتمالا ونس و برخی از جمهوریخواهان برای حل بنبست فوق و احیای برند آسیبدیده جمهوریخواهان، ترامپ را به راهحل دیپلماتیک تشویق کنند. همچنین سناریوی استعفای ترامپ به بهانههایی چون کسالت و عفو شدن وی توسط ونس، از نظر حقوقی قابل تصور است؛ هرچند در حال حاضر شواهد مستقلی برای مطرح بودن چنین طرحی در محافل جمهوریخواه وجود ندارد و ترامپ نیز طبیعتاً در برابر چنین ایدهای مقاومت خواهد کرد. تجربه استعفای نیکسون و عفو وی توسط جرالد فورد در سال ۱۹۷۴ میتواند از نظر تاریخی یادآور چنین سناریویی باشد، خصوصا اگر بررسی پرونده اپستین در کنگره به جاهای بسیار باریک برسد و افت محبوبیت ترامپ، آینده بلندمدت حزب را تهدید کند.
۱۵. برغم نکات فوق، تهران باید برای همه سناریوهای بدبینانه و جنگی سنگین آمادگی کامل داشته باشد و با حفظ اهرمهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی خود، از جمله قدرت تأثیرگذاری بر بازار انرژی، هزینه ادامه جنگ را برای ترامپ افزایش داده و وی را به سمت دیپلماسی واقعی متمایل کند. البته حفظ این اهرمها باید با محاسبه دقیق هزینههای اقتصادی، امنیتی و سیاسی همراه باشد تا قدرت بازدارندگی به عاملی برای شکلگیری ائتلاف گستردهتر علیه ایران تبدیل نشود.در نهایت، باخت تاریخی جمهوریخواهان دارای آثار بسیار مهمی بر سیاست داخلی آمریکا و معادلات قدرت جهانی است و نقش جنگ ایران و افزایش قیمت نفت و سوخت ناشی از اختلال در تنگه هرمز در این باخت برجسته بوده است. این انتخابات نشان داد که سیاست خارجی آمریکا، برخلاف تصور رایج، میتواند از طریق بازار انرژی و هزینههای زندگی به یکی از عوامل تعیینکننده در معادلات انتخاباتی داخلی تبدیل شود. همچنین جنگ ایران یکی از تناقضهای مهم در ائتلاف ترامپ، یعنی تعارض میان شعارهای ضد مداخلهگرایی و ملیگرایی اقتصادی از یک سو و تداوم سیاست خارجی مداخلهگرایانه از سوی دیگر را آشکار کرده است.شرط بهرهمندی تهران از نتایج مثبت تحول مهم اخیر، حفظ آمادگی دفاعی و بازدارندگی در کنار استفاده هوشمندانه از اهرمهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی تا زمانی است که ترامپ به این جمعبندی برسد که منافع سیاسی و راهبردی وی در پیمودن مسیر دیپلماسی واقعی و نه نمایشی قرار دارد.



