
حسین قتیب نوشت: سالهاست چند مغالطه درباره سلاح هستهای در فضای سیاسی ایران تکرار میشود؛ مغالطههایی که وجه مشترکشان این است که از بازدارندگی هستهای انتظار انجام کارهایی را دارند که اساساً برای آن طراحی نشده است!
۱. میگویند شوروی بمب اتم داشت، ولی فروپاشید!
خب، مگر قرار بوده بمب اتم تورم را کنترل کند، اقتصاد را اصلاح کند و حزب کمونیست را نجات دهد؟! سلاح هستهای ابزار جلوگیری از نابودی کشور به دست دشمن خارجی است، نه بیمه عمر حکومتها. شوروی از درون فروپاشید؛ این موضوع نه اثبات ناکارآمدی بازدارندگی هستهای است و نه نفی آن. مثل این است که بگوییم جلیقه ضدگلوله بیفایده است، چون صاحبش سکته قلبی کرد!
۲. میگویند ایران اسرائیل را موشکباران کرد؛ پس بمب اتم اسرائیل چه فایدهای داشت؟
این همان اشتباه مشهور در فهم «نردبان تشدید تنش» است. هرمان کان در کتاب On Escalation در سال ۱۹۶۵، نردبانی با ۴۴ پله توضیح داد: از بحران سیاسی و درگیری محدود تا جنگ متعارف، عبور از آستانه هستهای و سرانجام جنگ هستهای تمامعیار. بازدارندگی هستهای الزاماً مانع درگیری در پلههای پایین نمیشود؛ هدف اصلی آن جلوگیری از عبور جنگ به سطوحی است که بقای کشور را تهدید میکند. به همین دلیل دو قدرت هستهای ممکن است با یکدیگر درگیر شوند، اما از ترس پیامدهای فاجعهبار، جنگ را محدود نگه دارند. این همان منطق «پارادوکس ثبات و بیثباتی» است. مسئله مهمتر تسلط بر نردبان تشدید تنش (Escalation Dominance) است: اینکه کدام طرف میتواند سطح درگیری را افزایش دهد، بیآنکه با هزینهای غیرقابلقبول روبهرو شود. بازدارندگی متقابل میتواند این آزادی عمل را محدود کند.کنت والتز در سال ۲۰۱۲ دقیقاً چه گفت؟ کنت والتز، از برجستهترین نظریهپردازان واقعگرایی ساختاری، در مقاله مشهور خود در Foreign Affairs با عنوان: چرا ایران باید بمب داشته باشد؟ استدلال کرد که انحصار هستهای اسرائیل یکی از عوامل بیثباتی خاورمیانه است. به باور او، دستیابی ایران به بازدارندگی هستهای میتوانست با ایجاد موازنه، احتمال جنگ بزرگ را کاهش دهد. منطق والتز ساده بود: وقتی هزینه نابودی طرف مقابل، خطر نابودی خودت را هم به همراه داشته باشد، احتیاط به ضرورتی استراتژیک تبدیل میشود.
۳. میگویند اگر ایران آزمایش هستهای انجام دهد، کره شمالی میشود!
مگر آزمایش هستهای دستگاه فتوکپی است که همه کشورها را به کره شمالی تبدیل کند؟! ایران و کره شمالی از نظر جغرافیا، ساختار اقتصادی، منابع طبیعی، جمعیت و روابط تجاری یکسان نیستند. هند و پاکستان در سال ۱۹۹۸ آزمایش هستهای کردند و با تحریم مواجه شدند، اما بخش بزرگی از تحریمهای آمریکا در سالهای بعد کاهش یافت یا برداشته شد. این البته به معنای تکرار تجربه هند برای ایران نیست. تحریمهای شدیدتر، انزوای اقتصادی و هزینههای حقوقی نقض رژیم عدم اشاعه خطراتی واقعیاند؛ اما تبدیل شدن به کره شمالی، سرنوشت محتوم هر کشور هستهای نیست.
۴. میگویند بمب اتم هم جلوی جنگ را نمیگیرد!
درست است! اما قرار نیست جلوی هر جنگی را بگیرد. هند و پاکستان بعد از آزمایشهای ۱۹۹۸، در سال ۱۹۹۹ در کارگیل جنگیدند؛ بااینحال جنگ به یک جنگ تمامعیار هستهای تبدیل نشد. مودب و شریف کشته نشدند، زیرساختهای مهم کشور ویزان نشدند. تفاوت مهمی است میان «جلوگیری از همه درگیریها» و «کاهش احتمال جنگی که موجودیت کشور را تهدید میکند». خلاصه اینکه: سلاح هستهای نه عصای موسی است که دریا را بشکافد، نه ابزار مدیریت اقتصاد و نه سپر نفوذناپذیر در برابر تمام حملات. موضوع اصلی بازدارندگی، تغییر محاسبات دشمن درباره هزینه و خطر جنگ است.




